تبليغاتX
لذت گناه -
در تاريكي و در خلوت كنج خانه چه شيرين

است مرور لحظه هاي عاشقي. من عشق

را جرعه جرعه چشيدم اي مخلوق بشنو

عشق را چشيدم نه شراب عشق را نه نه

مرا عفو كنيد من شراب عشق را چشيدم.

گاهي تلخ و گاهي شيرين. تلخي آن از

خاصيتش بود و اما شيريني آن از

سرمستيش . لحظه هاي ناب با عشق

بودن گفتني نيست در وصف نمي گنجد .

لحظه هاي انتظارش شنفتني نيست چون

قابل سنجيدن با هيچ حسي نيست. آه

است و انتظار. آشفته و سرگردان مرموز و

گيج و چه بي فايده دعا خواندن. آه اي

آدميان در انتظار معشوق نشستن به خدا

عبادت است بخدا طهارت است بخدا پر از

نياز غير نياز است. اشك نيست ذره ذره

درون است كه مي ريزد . ديده نيست كه

مي بيند تمام هستي در فرياد

است.غوغايي است اما بي تماشا اما بي

حضور كسي . چه بي صدا فرياد مي كند

اين دل چه تمامي در خون غلتيده اين دل

چه بي امان ميرود مي رود اين دل. صدا

اين چه حسي است در انتظار صداي پايي

نشستن؟ در انتظار تلنگري آهسته گوش

به زنگ ايستادن؟ در انتظار دلنشين غريبه

اي كه سالهاست با درونت آشناست . كجا

بروم؟ به كجا بروم و به چه كسي بگويم كه

اين پنجره ها چه عالمي براي من

دارند؟پرده ها را كنار نزنيد ولي شيشه ها

را غبار بزداييد. من هر لحظه در انتظار طلوع

آفتاب عشقم. خلوت كنيد خلوتم عبادتگاه

عشق من است .مي خواهم با او رازو

نيازي بكنم ديدن رخ عالمتاب محبوبم حتي

در روياهايم اگرچه روياهايم در بيداري

چشم باشد دوست دارم. تجسم وجود

نازنين يار مرا مدهوش ميكند اين است

شيريني سكر آور شراب عشق . درد بود يا

درمان آرامش بود يا درياي طوفان نور بود يا

ظلمتكده قهر هر دو جهان . تولدي دگر بود

يا مرگ متحرك؟ نمي دانم فقط نبود و شد

شد و ماند و ماند و تا قيامت خواهد ماند.

اشك بر رخ نچكيده آه بر لب نيامده سينه

اي پر از آرزوهاي به خواب رفته پاهاي

خسته از تدبير رفتن به كدامين راه و

دستهاي پر از هديه كه فرصتي براي تقديم

ندارند. تكليف چيست؟ نمي دانم عاقبت به

چه سرانجامد ؟ بازنمي دانم

 پروردگارا چنان كن كه سرانجام كار تو

خشنود باشي و ما رستگار.آمين

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 1:53  توسط زهرا  |