تبليغاتX
لذت گناه -

ای که می گویی دوست داری مرا کاش دوستم نداشتی

دست از سرم بر می داشتی تنهای تنهایم می گذاشتی

 

از تو همه جور احساس دیدم جز حس دوست داشتن

تو می رفتی با قصه ها و عقده ها و خون دل خوردن

مرا رها می کردی و حق مردانگی را تمام می کردی

 

چرا باید باور کنم دوستم داری در حالیکه نداری؟

چرا باید تخم شک را در خود بخشکانم در حالیکه تو آبیاریش می کنی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 1:11  توسط زهرا  |